منو همسريم

خرید بک لینک
خدا جونم كمكمون كن كه كاري كه تو ذهنمونه بشه.راستش ٢ روزه از پيش همسري اومدم ولي

دلم واسش تنگ شده.اين بار كه رفتم پيشش باهاش بحث كردم.واسم مهم بود اون قضيه.

بعدش همسري قهر كرد.منم قهر بودم.ظهري اومد منو برد بانك كار وام رو انجام داديم.بعدش منو برد خونشون.

دل درد بدي داشتم.همسري چون خسته بود زود رفت خوابيد رو تختش.منم از دستش كلي ناراحت بودم.منو

آورده بود خونشون اون وقت خودش رفته خوابيده؟بهش زنگ زدن رفت سركار.موقعي كه اومد ناهار خورديم باهم.

همچنان حرف نميزديم باهم.كمك مادرشوهري كردم سفره رو جمع كردم و بعد به خاطر دل دردم رفتم

تو اتاق شوهري.ديدم خوابه.خواستم برم بغلش بخوابم.از عمد كنار خوابيده بود و يه طرف تخت

واسه من جا باز كرده بود.ولي من نرفتم بغلش.رفتم بالش آوردم خوابيدم گوشه اتاق و چادرمو انداختم روم.

به خاطر قرصي كه خوردم زود خوابيدم.بعد از ٢ ساعت بيدار شدم تكون خوردم همسري رو ديدم

كه بيدار شد.چشامو بستم.ديدم داره مياد طرفم.اومد دستمو باز كرد خوابيد تو بغلم.گفت هر وقت قهر

ميكني من ميام سمت تو.راست ميگه بچم.اومد كلي بوس بوسم كرد ولي ازش ناراحت بودم همچنان.باهاش يه

كمي بگو بخند كردم ولي همچنان ناراحتم ازش.ولي دليل نميشه دوسش نداشته باشم.عاشقانه ميخوامش.خدايا هوامونو داشته باش

نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۶/۱۱ساعت 21:59 توسط خانومِ خونه|

عاشقانه ها خانوم و شوهرش...

ما را در سایت عاشقانه ها خانوم و شوهرش دنبال می‌کنید

برچسب: همسريم, نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 22:35

صفحه بندی